X
تبلیغات
رایتل

نگاه من

اندیشه -هنر۰ ادبیات

نمی دانی (شعری از نیماخسروی‬)


نمی دانی 
چه دردی ،
که آوازه خوان خاموشی بگزیند
پیش از آنکه خاموشش کنند؛

  

و سازش بماند

در گوشه ی فراموشی ؛

نمی دانی چه رنجی ،

که شاعر نگوید شعر!
و بگذرد از کنار زندگی
در سکوت .
نمی دانی که چه شکنجه ؛
که نقاش نسازد نگاره،
تا رنگ ببازد امید .
و دلقک
بی ادا و اطوار،
بشکند بعض آینه 
در هق هق بی لبخند،
و زمان بایستد
در امتداد هیچ .


اکنون اما 
می دانی !

‫#‏نیما_خسروی‬
سوم مهر 94

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 04:53 ب.ظ | نویسنده: نیما خسروی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد