X
تبلیغات
رایتل

نگاه من

اندیشه -هنر۰ ادبیات

با یاد و خاطره صدای ناصر عبدالهی (1349-1385)


یک صدای طرفه یک صدای نغز

هنگام که پر کشید

چه ماند برای من

جز اشک و دل خونین

در این جهان سرد  ؟

یادم هست که زنده یاد ناصر عبدالهی یادداشتی بر آلبوم " دوستت دارم " نوشت که پیش از گوش سپردن به آهنگ ها خواندمش و پیشاپیش ذهنم را آماده کرد برای شنیدن اثری متفاوت ، ناصر نوشته بود در لحظه لحظه های ضبط اثر در استودیو اشک بر چشمان او و دیگر همکارانش روان بوده ، و دوستت دارم  اثری بود بر جوشیده از دل و پر از دلتنگی و به شدت عاشقانه .....دوستت دارم را بارها شنیده ام و بارها و بارها به چشم تر ،،،،دوستت دارم را می گویم ، دوستت دارم را می نیوشم، دوستت دارم را می نویسم و دوستت دارم را می خوانم .....یادش سبز و روح بی قرارش در آرامش ابدی  ....

با بیاد و خاطره ناصر عبدالهی ،صدای ماندگار پاپ ایران

29آذر در سالگشت پروازش

#نیما-خسروی

  

 


 

پشت این پنجره ها

 

خواننده:  ناصر عبدالهی (دکلمه از پرویز پرستویی و مریم حیدر زاده)

 

شعر: نسرین جعفری

 

آهنگ: ناصر عبدالهی با تنظیم بهنام ابطحی

 

آلبوم: دوستت دارم

 

متن ترانه:

 

پشت این پنجره ها وقتی بارون می باره

 

وقتی اهسته غروب تو خونه پا میذاره

 

وقتی هر لحظه نسیم تو باغچه ها میاد

 

تو خاک گلدون ها بذر حسرت می کاره

 

وقتی شبنم میشینه رو غبار جاده ها

 

وقتی هر خاطره ای تو رو یادم می اره

 

وقتی توی اینه خودمو  گم می کنم

 

میدونم که لحظه هام رنگ ابی نداره

 

تازه احساس میکنم که چشام بارونیه

 

پشت این پنجره ها داره بارون می باره



ناصر عبدالهی در دهمین روز دی ماه سال ۱۳۴۹ در محله مسجد بلال شهر بندرعباس دیده به گیتی گشود. پدرش عبدالرحمن عبدالهی کارگر بازنشسته شرکت ملی بود و مادرش مهرنگاربندری نیایی خانه دار است. از ۱۳ سالگی به موسیقی علاقمند شد. فعالیت‌های هنری خود را از سال‌های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان آغاز کرد. وی کار حرفه‌ای را به طور جدی از سال ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز کرد. در سال ۱۳۷۵ همراه با همسرش به تهران آمد. محمدعلی بهمنی شاعر هرمزگانی و دوست نزدیکش ، وی را به انتشارات دارینوش معرفی کرد. پس از آن آلبوم‌های ناصر را این انتشارات ضبط و منتشر کرد.

 

ناصر در سوم آذرماه ۱۳۸۵ در بندرعباس به دلایل نامشخصی بی هوش و به کما رفت و پس از گذراندن ۲۷ روز در کما (بیمارستان هاشمی نژاد تهران) سر انجام در یک روز زمستانی ، در ۲۹ آذر ۱۳۸۵ در ۳۶ سالگی اش شمع وجودش خاموش گشت و در زادگاهش ، بندرعباس به خاک سپرده شد. دلیل مرگ وی اعلام نشده‌است و همچنان در ابهام است.

۲۹/آذر/۱۳۹۴ نهمین سالگشت رهایی  صدای همیشه ماندگار موسیقی پاپ  ایارن زنده یاد ناصرعبدالهی

 عزیز را بر خانواده همیشه استوار موسیقی اصیل ایران و  همچنین بر یکایک عاشقان ناصریای عزیز تسلیت عرض می کنیم.

یه روز از همین روزا

 

متن آهنگ ناصر عبدالهی

 

یه روز از همین روزا  روی شب پا می زارم.

 

 توی قاب لحظه ها عکس فردا میزارم.

 

تا که خوب خوب بشه زخمای دلواپسی

 

 عشق مرهم میکنم روی دلها میزارم.

 

تو وجود آدما حس آشنایی هست

 

مثه حس من و تو اسمشو ما میزارم.

 

عزم آدما بلند روح آدما وسیع

 

توی شعرم واسشون کوه و دریا میزارم.

 

توی بهت جاده ها هر جا که دیدنی نیست

 

 چشمامو میبندم جاش یه رویا میزارم

 

من مسافر و غریب اما لبریز یقین.

 

 می دونم تو راه عشق همه رو جا می زارم

 

یه روز از همین روزا روی شب پا میزارم.

 

 توی قاب لحظه ها عکس فردا میزارم…-  -



به گفته خود ناصر عبداللهی وی در دوران کودکی به دلیل دیدن صحنه‌ای قدرت تکلم خود را از دست داده‌بود و این مشکل او را به انزوا کشاند. او در دنیایی که برای خود ساخته بود هر روز بیشتر در تنهاییش فرو می‌رفت. این تنهایی مزایا و معایبی برای ش داشت.

تنهایی و سکوت او را به تفکر وامی‌داشت، تفکری که نهایتاً به خدا می‌رسید، نامه‌نگاری‌هایش با خدا اعتقاداتش را می‌ساخت و او را با دنیای بزرگتری آشنا می‌کرد. اما این انزوا موجب نگرانی‌های خانواده‌اش شد، نوعی نگرانی که باعث شد خانواده در صدد حل این مشکل برآیند. دکتری در شیراز موسیقی و خوانندگی را برای ناصر پیشنهاد داد.

دریچه‌ای نو سر راه او باز شد، خانواده‌اش برای او یک ملودیکا خریدند و صدای موسیقی در قوه تخیل ناصر طنین‌انداز شد. او زبانی تازه برای بیان احساساتش پیدا کرده‌بود زبانی که خالص‌ترین احساسات را مستقیم ابراز می‌داشت. پس از ملودیکا ناصر موسیقی را جدی‌تر دنبال کرد و گیتار به‌دست گرفت. اما در ابتدا او خود آواز نمی‌خواند ملودی‌ها را می‌نواخت تا برادرش آواز بخواند اما به هر حال مجبور بود برای برادرش این ملودیها را ادا کند.

خود به خواندن علاقه‌مند شد و خواندن را آغاز کرد صدای او تفاوت زیادی با صدا‌های دیگر داشت و تناژ و اوج و فرود متفاوتی ارائه می‌داد، خوانندگی را به صورت آکادمیک دنبال نمی‌کرد و این کار را با شنیدن صدای دیگر خوانندگان فراگرفت. اما هیچوقت در ارائه کارهایش تقلید نکرد. هر چند که در رابطه با قطعه «ناصریا» برخی منتقدان آن را تقلید از یک خواننده اسپانیایی دانستند که خود عبداللهی این انتقاد را رد کرد.

موسیقی ناصر عبداللهی به نوعی برگرفته از یک نوع گویش بندری بود همچنین موسیقی او نزدیکی خاصی با موسیقی هندی داشت با همان ضرباهنگ و ریتم تند از طرف دیگر نزدیکی آهنگ‌های او با ریتم و لحن اسپانیایی کارهایش را منحصر به فرد کرده بود.

آثار به یاد ماندنی او شامل: بوی شرجی- هوای حوا- عشق است (همراه با پرویز پرستویی و محمدعلی بهمنی)- دوستت دارم و ماندگار است.

مرگی مجهول و با ابهام سرانجام او شد اما یادش همواره در بین دوستداران موسیقی و به خصوص موسیقی پاپ برجا خواهد ماند. (دل من یه روز به دریا زد و رفت// پشت پا به رسم دنیا زد و رفت)

منبع : کانال تلگرام من هفتمین ققنوس

تاریخ ارسال: دوشنبه 30 آذر‌ماه سال 1394 ساعت 06:17 ب.ظ | نویسنده: نیما خسروی | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد