نگاه من

اندیشه -هنر۰ ادبیات

نگاه من

اندیشه -هنر۰ ادبیات

گاهی...شعر از نیما خسروی

گاهی....

 

گاه خاموشی تسلا ست؛

گاه کلام

بند می گشاید

از پای دلتنگی،

گاه نگاهت رطل باده است!

از آن ناب ها!

آرام می سازد یوزِ به زنجیرِم.

مهربان !

مرا برهان با آهنگ دلنشین کلامت

و سکوت

میان خنده هات

مرا برهان

با نگاهت.

 

نیما خسروی

ابراهیم گلستان :عشقی که می جوشد از لابه لای واژه ها

امروز فروغ فرخزاد با ما نیست .سال هاست که در آغاز فصل سرد،ساعت چهار بار می نوازد و پیش از آن که فکر کنی اتفاق می افتد...سال هاست که تنها صداست می ماندو صدای فروغ است که مانده است .فروغ داستان تلخ اما ماندگار زنی تنها در آستانه فصل سرد بود.زنی که فصل سرداو را با خود برد و خاطره و شعر هایش اما ماند تا چراغ راه آیندگان گردد.

در نوشته ای  خواندم که چه نیک نوشته بود که :« فروغ آن‌قدر همیشه عجله داشت که این کلام «دوستت دارم» را شاید از هیچ‌کس نشنید. شاید فقط از یکی شنید،‌‌ همان که هنوز سکوت می‌کند و ما نیز به احترام سکوتش از او و تأثیرش بر فروغ و زندگی کوتاه او نمی‌گوییم. راستی چرا این همه عجله داشت؟ انگار می‌دانست که زمان درازی در پیش ندارد.»

به تازگی  سایت مجله سه پنج تصویر نوشته ای به خط ابراهیم گلستان را منتشر کرده است. که ، به تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۴۶ خطاب به خواهر کوچک فروغ گلوریا فرخزاد( کولی )چیز هایی را می نویسد که گویای عشقی ست که می جوشد از لابه لای واژه هاو علاقه ای که تاکنون از جانب خود گلستان و اطرافیان او و فروغ مسکوت مانده بود به هزار و یک دلیل و مصلحت اندیشی...این شرح درد و مرثیه را با هم بخوانیم:
نیماخسروی
 
ادامه مطلب ...

وظیفه زنده نگاه داشتن زبان

یکی از آفت هایی که به سراغ زبان می آیدوانهادن و رها شدنش در گیر و دار رخداد های تاریخی و اجتماعی است در حالی که زبان چونان هر عنصر زنده و جاندار دیگر به رسیدگی و پویایی و ورزیده شده نیاز دارد .
اگر در روزگاران ما فرهنگ و ادب تا به جایی نحیف و مرده سا می نماید که به زبان گفت و گوی مردمان عامی نزدیک آمده به مدد نامهربانی سرپرستان فرهنگ این مرز و بوم بوده که زبان را به خواست و سلیقه ی عام آنچنان نزدیک نموده اند که از شرم سر به گریبان خود داشته و دیگرسر بر نمی اورد!
چنانکه بر بالای این فرهنگ و هنر و ادب بنگریم ، فرهنگی بی حوصله و ادبیاتی زود فهم وهنری بازیگوش و کودکانه را می یابیم که گاه حتا به ناسزا گویی می رسد و شگفتا که گویندگانش در این توفان های روزگاران خود را شاعر و نویسنده و هنرمند نیز می خوانند!
من بر این باورم که زنده نگاه داشتن زبان بر هر که دستی بر آتش فرهنگ و هنر دارد وظیفه است .واژه هارا ببینید که پور سینا در هزار سال پیش به جایگزینی زبان عرب بر ساخته و به کار برده است .
بیاموزیم از فرزندان راستین این آب و خاک و بدانیم قدر پر ارج مرده ریگ بزرگان تاریخ را و گنج های مادگاری که از رنج صد ها و هزاران تن از نیاکان مان بر جای مانده است.
نیما خسروی
 
ادامه مطلب ...

اندک ...شعر از نیما خسروی

اندک...

گریـه تلخ من و فرصت دیدار اندک 

 تو همـه دلهـره و من همه انکار اندک 

  ادامه مطلب ...